سجده بر سجاده عشاق کردی تا سحر
جان مولا زیر لب آهسته نامم را ببر!
خوشبختی در سه جمله است:
تجربه دیروز استفاده امروز امید به آینده
ولی ما زندگیمان را در این سه جمله تباه میکنیم:
حسرت دیروز اتلاف امروز ترس از آینده!
اندیشه کردن به اینکه چه میگویم بهتر است از پشیمانی از اینکه
چرا گفتم ! (سعدی)!
گلی دارم به دور از دیدگانم
ولی مخفی میان قلب و جانم
که گهگاهی کند یادی ز خاکش
فدای آن رفیق و قلب پاکش!
محبت را نوشتم نامه کردم
به یادت من نوشتم ناله کردم
نگو هرگز برایم دوست بودی
در این دنیا برایم خوب بودی
به گلزار جوانی دانه دانه
تو را من دوست دارم بی بهانه!
درون دل که پیدا نیست
پر از زندان و زندانی ست
تو را محکوم دل کردم
نمیدانم دلیلش چیست
سبب شاید همین باشد
بدون تو نباید زیست
به ادامه مطلب بروید لذت ببرید
نظرات شما عزیزان: